
اگه میخوای قلبمو بشکنی بشکن ولی...
اگه میخوای نابودم کنی نابودم کن ولی ...
اگه میخوای دیوونم کنی دیوونم کن ولی ...
اگه میخوای ناراحتم کنی ناراحتم کن ولی ...
اگه میخوای زندگیمو تباه کنی تباه کن ولی ...
اگه میخوای اشکمو در بیاری در بیار ولی ...
اگه میخوای روزگارمو سیاه کنی سیاه کن ولی ...
اگه میخوای غرورمو خورد کنی خورد کن ولی ...
اگه میخوای با احساساتم بازی کنی بازی کن ولی ...
ولی تنهام نزار
دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماس رو

زندگی را دوست دارم
نه در قفس
عشق را دوست دارم 
نه در هوس 
تو را دوست دارم
تا آخرین نفس .!!
کیمیای زندگانی مادر است ![]()
آفتاب آسا زنور خویشتن
آنکه افروزد جهانی مادر است![]()
آنکه اندرگل رود تا ریشه وار
پرورد چون گل جوانی مادر است![]()
آنکه هستی تمام مردمان
بی وجودش هست فانی مادر است![]()

ق
سم به آب درياق
سم به ماه شبهاق
سم به هر چی خوبیت
و زندگيم تو بودیق
سم به نام مريمب
ه پاکی يه شبنمم
یخوام بگم بمونیاز عشق برام بخونی
ق
سم به نام زهراگ
ل سرخی تو صحران
گو میری زپيشمبهم نگو که کيشم
بهم نگو شکستم
پ
نجرهها رو بستمب
هم نگو غمينمب
خوای نخوای همينمي
ه روز دل به تو بستمه
ميشه باهات هستماما عهدو شکوندی
خوشبختيم و تو روندی
ر
فتی و رفتی با يکیب
ا خود گفتی پس اون چی؟ا
ز اون پس من بمردما
ز بس که غصه خوردمگدای عاشقی شدم
م
رده ناطقی شدم می خوام برم یه جای دور منو تو و یه دنیا نور
می خوام برم تا بدونی چه خوبه وقتی بمونی
می خوام برم شاید بشه یه لحظه بی تو سر بشه
می خوام برم تا بتونم از همه چی دل بکنم
می خوام برم تو شبو سرد بی غصه و بی غمو درد
می خوام برم بی دردسر اگرچه هست این همه در
می خوام برم دریا بشم نه ماهی و صدف بشم
می خوام برم تا همیشه نگات کنم از تو شیشه
می خوام برم با افتخار نباشی تو در انتظار
می خوام برم تا انتها تا هرجا که باشه خدا
وقتي اي دل، به چشمون غزل خوون مي رسي خودتو![]()
نيگه دار ديگه عاشق شدن، ناز کشيدن، فايده نداره![]()
نداره ديگه دنبال آهو دويدن فايده نداره، نداره اي دل ![]()
ديگه بال و پر نداري داري پير مي شي و خبر نداري
وقتي اي دل، به گيسوي پريشون مي رسي خودتو ![]()
نيگه دار وقتي اي دل، به چشمون غزل خوون مي رسي![]()
خودتو نيگه دار ديگه عاشق شدن، ناز کشيدن، فايده نداره،![]()
نداره ديگه دنبال آهو دويدن فايده نداره، نداره![]()
كس نيست به من گويد آخر تو دردت چيست؟
..................شبنم ز اين الماس................
...............با ياد تو خواهم ريخت................
....سكوت اين فضا گويد كه عشقت نيست...
................چنديست كه تنهايم ...............
................خانه ز مهر خاليست................
................با ياد تو ام اكنون ....................
.............تو گو كه حرفت چيست؟..............
......................آري وفايت مرد .................
............مشك با خون دلم آميخت.............
.....................تنهاتر از تنها.....................
.................بي هيچ كسم اينجا...............
..............كس نيست به من گويد.............
.................آخر تو دردت چيست؟.............
عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار
براي از تو گفتن دل به غزل سپردم نوشتم عاشقانه تو رو به قصه بردم
تموم واژه ها رو براي تو ربودم براي مسير عشق فقط تو رو سرود
تويي كه بي كراني معني پرواز من تويي تويي ترانه صداي آواز من
دل به صدا سپردم تا توترانه باشي سرودم عاشقانه تا تو هميشه باشي
![]()
عشق نميپرسه که تو کي هستي؟ ........فقط ميگه که تو مال من هستي
عشق نميپرسه که اهل کجايي؟...........فقط ميگه که تو قلب من هستي
عشق نميپرسه که تو چيکار ميکني؟.......فقط ميگه باعث بشي قلبم به ضربان بيافته
عشق نميپرسه چرا دور هستي؟..........فقط ميگه هميشه با من هستي
عشق نميپرسه که دوستم داري؟...........فقط ميگه عاشقانه دوستت دارم
![]()
سلام ای تنها بهونه واسهی نفس کشیدن
هنوزم پر میکشه دل، برای به تو رسیدن
واسهی جواب نامت میدونم که خیلی دیره
بذا به حساب غربت، نکنه دلت بگیره
عزیزم، بگو ببینم که چه رنگه روزگارت؟
خیلی دوست دارم که تو مهتاب بشینم یه شب کنارت
سرتو با مهربونی بذاری به روی شونم
تو فقط واسم دعا کن، آخه دنبال بهونم
حالم رو اگه بپرسی؟ خوبه، تعریفی نداره
چون بلاتکلیفه عاشق، آخه تکلیفی نداره
نکنه ازم برنجی، تشنهام، تشنهی بارون
چقد از دریا ما دوریم، بیگناهیم هر دوتامون
بدجوری به هم میریزه منو گاهی اتفاقی
تو اگه نباشی از من نمیمونه چیزی باقی
میدونی که دست من نیست، باز پای سرنوشته
رو قشنگا خط کشیده
زشتارو برام نوشته
به نظاره آسمان رفته بودم ؛
گرم تماشا و غرق در اين دريای سبز معلقی که بر آن ،
مرغان الماس پر
ستارگان زيبا و خاموش ،
تک تک از غيب سر می زنند و دسته دسته
به بازی افسون کاری شنا می کنند .
آن شب نيز ماه با تلالؤ پر شکوهش
که تنها لبخند نوازشی است
که طبيعت بر چهره ی نفرين شدگان کوير می نوازد ،
از راه رسيد و گل های الماس شکفتند
و قنديل زيبای پروين - که هر شب ،
دست ناپيدای الهه ای آن را از گوشه ی آسمان ،
آرام آرام به گوشه ای ديگر می برد - سر زد .
و آن جاده ی روشن و خيال انگيزی که
گويي يک راست به ابديت می پيوندد !